فرار اخیر داماد با دختر عمومی مطلقه


دختری ۱۸ ساله می گوید: هنوز یک ماه از ازدواجمان نگذشته بود که نامزدم با دختر عمویش که طلاق گرفته بود ازدواج کرد.

فرار اخیر داماد با دختر عمومی مطلقه

دختر ۱۸ ساله ای توضیح داد: پدرم مردی غیرمسئول بود به همین دلیل مادرم را در حاشیه شهر رها کرد و در باغ ویلا به عنوان نگهبان مشغول به کار شد.

من آن زمان دختر جوانی بودم و تلخی این ماجرا را نمی فهمیدم، اما می دیدم که مادرم برای تامین مخارج زندگی در خانه های مردم کار می کند.

خلاصه اینکه خواهر بزرگم هم به دلیل اعتیاد شوهرش طلاق گرفت و برگشت این موضوع به ما باعث نگرانی مادرم شد که مدام گریه می کرد و اشک می ریخت.او سر کار رفت و من را که ۱۱ ساله بودم برد. دختری ساله که با او کار کند.

دو سال بعد از این ماجرا، یک روز «موسی» به خواستگاری من آمد.

مادرم در ۱۳ سالگی با اینکه از موسی چیزی نمی‌دانست با من ازدواج کرد، به همین دلیل سر سفره عقد نشستم، اما همسرم مانند پدرم فردی غیرمسئول بود و نمی‌توانست برای خودش کاری انجام دهد. بنابراین برای تامین مخارج زندگی خود در همان کارگاه تولیدی به کارم ادامه دادم اما یک ماه بیشتر از مراسم عقد نگذشته بود که متوجه شدم موسی برای نگهداری از فرزندش با دختر عمویش که طلاق گرفته بود ازدواج کرد. وقتی به نامزدم اعتراض کردم، او مرا کتک زد و مادرم به من التماس کرد که درخواست طلاق نکنم، چون مدعی بود سرنوشت من مثل خواهرم خواهد بود و او نمی تواند مخارج ما را تامین کند.

او حتی به تماس های من هم جواب نداد و حالا ۵ سال از آن ماجرا می گذرد و من هنوز بلاتکلیف هستم در حالی که مادرم در خانه های مردم زحمت می کشد تا مخارج زندگی ما را بپردازد، به همین دلیل با قانون درگیر شدم، شاید سرنوشتم تغییر کند. و…