سایت ازدواج موقت ما را ثروتمند کرده است


دختر جوان می گوید: با راه اندازی سایت ازدواج موقت، طعمه خود را به دام می انداختیم و او را مجبور به اظهار نظر می کردیم.

سایت ازدواج موقت ما را ثروتمند کرده است

این جوان ۱۹ ساله که به اتهام کلاهبرداری دستگیر شده بود، گفت: من آخرین فرزند یک خانواده هفت نفره بودم که همه اعضای آن مجرم بودند. مادرم در خانه کار می کرد و پدرم نیز از فروش مواد مخدر امرار معاش می کرد. دو برادرم در این بین به مواد مخدر مبتلا شدند و سعی کردند هزینه اعتیاد خود را تامین کنند و برادران دیگر وقت خود را صرف مصرف مشروبات الکلی می کنند. .ردن.

در این بین هر روز که از خواب بیدار می شدم با سر و صدا و درگیری بین اعضای خانواده ام مواجه می شدم تا اینکه یک روز در مدرسه یکی از معلمانم متوجه مشکلات من شد و سعی کرد مرا از این گل نجات دهد اما آنها خواستند. از طریق کمک های اجتماعی به جای دیگری منتقل شدم و به همین دلیل از ترس جدایی از خانواده نه تنها پیشنهاد او را نپذیرفتم بلکه این اتفاق باعث ترک تحصیلم نیز شد.

خلاصه در ۱۴ سالگی عاشق پسر عمویم شدم و قصد ازدواج با عظیما را داشتم. اما پدرم که با برادرزاده اش دعوای عمیقی داشت و بسیار عصبانی شده بود، وقتی از این موضوع مطلع شد بسیار ناراحت شد و با ازدواج مخالفت کرد.

عظیم که فرزند طلاق بود، در خانواده ای آشفته زندگی می کرد. در ۱۷ سالگی به مواد مخدر و الکل معتاد شد. با اینکه از ردپایش باخبر بودم، باز هم به خاطر همان هیجان نوجوانی و هوس عاشقانه دوست داشتم هر طور شده با او ازدواج کنم. ما به شمال کشور فرار کردیم و یک ماه را در استان مازندران گذراندیم، اما بعد از آن مدت زمانی که نظم عروسی بین ما بود برادرم ما را پیدا کرد.

وقتی به خانه برگشتیم و به خانه پدرم رفتم، او مرا تا حد مرگ کتک زد. همه خانواده وارد عمل شدند تا من و عظیم به طور رسمی ازدواج کنیم، اما پدرم که از رفتار احمقانه من به شدت عصبانی بود و از مادر عظیم کینه داشت، توصیه شورا را نپذیرفت.

این عظیم است و من برای بار دوم فرار کردم حالا برای امرار معاش کار می کردم اما عظیم کار نمی کرد و می خواست وقتش را صرف مواد مخدر کند اما مادرشوهرمان هم روی زندگی ما تاثیر گذاشت.

او مدام در گوشم زمزمه می کرد که طلاق بگیرم، زیرا معتقد بود وقتی دختری با مرد جوانی از خانه فرار می کند، باز هم عاشق غریبه دیگری می شود و عازم سفری شهوترانه می شود. این حرف ها روی افکارم تاثیر گذاشت و یک روز خیلی مست به خانه آمد و از من طلاق گرفت. وقتی پدر و مادرم پیر و ناتوان بودند و برادران معتادم آنها را تا زمانی که هزینه تهیه مواد مخدر را پرداخت کردند آنها را کتک زدند، مجبور شدم به خانه پدرم برگردم.

در این شرایط از آنها شکایت کردم اما ناموفق از طرف دیگر مشکلات مالی زیادی داشتم و نمی توانستم امرار معاش کنم. آن روزها عظیم به دیدن من آمد و با دیدن مشکلات و بدبختی های مالی من پیشنهاد داد با راه اندازی سایت در فضای مجازی کسب درآمد کند.

او برای من یک صفحه (قرارداد موقت) طراحی کرد و خودش طعمه را از شبکه های اجتماعی مانند تلگرام و اینستاگرام گرفت و با کمک نرم افزار تغییر صدا، اعتماد طعمه را برای پس انداز واریزی به دست آورد، سپس با این افراد تماس گرفتم. آن را گرفتم و از طرف مقابل خواستم تا قبل از ورود به خانه، باقیمانده هزینه های قرارداد موقت را بپردازد، آدرس اشتباهی می آورد. در همان زمان، من بلافاصله یک شماره تلفن را در لیست سیاه قرار می دادم و به صراحت می گفتم. بلوک کنید، سپس همه پول را با مبلغ هنگفتی تقسیم می کردیم و می توانستم خانه را به پدر و مادرم اجاره کنم. من هم پول می دهم، اما با وجود اینکه هیچ ردی در فضای مجازی نگذاشتیم، نمی دانم پلیس اطلاعات چگونه مرا دستگیر کردند.

سایت ازدواج موقت ما را ثروتمند کرده است