بله آقای وریا! شما ناخدای دل مردم هستید


در شرایطی که صبح امروز از طریق برخی رسانه های هماهنگ شده با مدیران استقلال، گزارش های عجیب و سازماندهی شده درباره برنامه باشگاه استقلال برای تماس با وریا غفوری منتشر شد، اما پیگیری ها نشان می دهد باشگاه استقلال و البته با هدایت گویا آجورلو و هم تیمی هایش، این موضوع را دنبال کرده است. قصد ندارد با کاپیتان تیمش صحبت کند.

بله آقای وریا!  شما ناخدای دل مردم هستید

در شرایطی که صبح امروز از طریق برخی رسانه های هماهنگ شده با مدیران استقلال، گزارش های عجیب و سازماندهی شده درباره برنامه باشگاه استقلال برای تماس با وریا غفوری منتشر شد، اما پیگیری ها نشان می دهد باشگاه استقلال و البته با هدایت گویا آجورلو و هم تیمی هایش، این موضوع را دنبال کرده است. قصد ندارد با کاپیتان تیمش صحبت کند.

سرانجام وریا غفوری لحظاتی پیش تصمیم نهایی را گرفت و از استقلال جدا شد. همانطور که قبلا نوشتیم وریا به مدیران این تیم برای ماندن در استقلال چراغ سبز نشان داد و هیچ پیش شرطی برای آن نداشت اما در نهایت با بی تفاوتی باشگاه استقلال مواجه شد. از طرفی او به تیمش گفته که برای استقلال تا روز دوشنبه تا سه شنبه منتظر خواهد ماند.

البته مقصد او مشخص است و در روزهای اخیر بارها و بارها نامش مطرح شده و حالا مشخص خواهد شد که عکس ورینا با پیراهن جدید تیم چه زمانی منتشر خواهد شد.

مهدی یزدانی خرم، نویسنده و روزنامه نگار در واکنش به حذف وریا غفوری از استقلال یادداشتی منتشر کرد:

ای کاپیتان، کاپیتان من … قسمت اول شعر درخشان والت ویتمن که در فیلم بی نظیر «انجمن شاعران مرده» بسیار محبوب شد، اشاره به شکوه مردی دارد که کشتی خود را به ساحل آورد و حالا همه منتظرند. برای او اما .. وریا غفوری باید زمان استقلال را تمدید کرد که آیا به خاطر فشار ناآرامی ها، «کاپیتان ما» مجبور به ترک تیم می شود.

مرد قدرتمندی که در برف نرفت و هزاران نفر را دیدیم که برای “آزادی” و آزادی او فریاد می زدند. و بعضی از احمق ها هم به او پیشنهاد دادند که بیاید جایی که بیلبورد بگیرد و جهاد کند!

یکی از اعمال لومپنیسم دیوانه وار، تقلیل موضوع به چیزی است که از آن دور است. ورا سالهاست می داند که مانند صدها راست دست کلاسیک بازی کند و یک روز خوب و یک روز بد داشته باشد و سپس به دنبال روز خود برود و کر بخواند و در سطل زباله در تلویزیون باشد، اگرچه قبلاً نوشتم که او راهی را انتخاب کرد تا شخصیت “شهروندی” خود را بیان می کند، حالا به دلایل غیر فوتبالی می خواهند به تیم دیگری بروند و دیگر تبدیل به یک “نماد” نشوند.

این حشره فکر می کند که حافظه فوتبالیست ها مانند خاطره یک سیاستمدار است، نه. آنها «نمادها»، «شورشیان» و «شجاع» را فراموش نمی کنند. وقتی یک بازیگر کشور می گوید من سیاستمدار نیستم و شرایط را نمی دانم، چرا باید یک فوتبالیست که به راحتی می تواند روی نیمکت، روی صحنه و خانه بنشیند، پشت حرف بایستد؟ و غفوری برخاست. اعتراضی نکرد اما در وسط میدان در ارتفاعی این کار را کرد. انصافا و راستش بعدا نیومد بابت “اشتباه” بودنش عذرخواهی کنه! فشاری که تحمل می کند بسیار فراتر از آن چیزی است که می توانید تصور کنید.

فقط به بازی ای که با او کردند نگاه کنید تا ببینید داستان دقیقی که به ناصر حجازی گفتند تمام نشده است. امیدوارم نظامی و مدیرعامل منتخب باشگاه استقلال بداند که چه می کند. قهرمانان مهم هستند، اما مهمتر رویایی است که نمادها شکل می دهند. اگرچه اعتراض غفوری چیزی را تغییر نخواهد داد، اما نشان می دهد که هنوز می توان در ساختار اقتصادی کاملاً فاسدی مانند فوتبال ایران، به یک روال و تاریخ از پیش تعیین شده «جای داد». آنچه کیتینگ ما را به یاد انجمن شاعران مرده می اندازد. زدن زیر میز، ایستادن و اعتراض… ورا برای همیشه کاپیتان من است. من حجازی هستم این کشتی همیشه راه خودش را می رود، «کاپیتان من».

منبع: تاپ